تروريسم يك دكترين سياسى نيست گرچه برخى كوشيده اند تا آن را به يك نظام عقيدتى تبديل كنند. در عوض، اين پديده يكى از قديمى ترين اشكال خشونت است،
تر وريسم يكي از واژه هايي است كه امروزه در ادبيات سياسي جهان كاربرد بسيار گسترده اي يافته است. البته درباره اين پديده وچيستي آن اجماع نظري وجود ندارد ودراين حوزه با آشفتگي معنايي روبرو هستيم. در اينجا خواهيم كوشيد تا به بررسي اين مفهوم ومفاهيم مرتبط با آن بپردازيم.
ترور
از واژه ترور تعاريف متعددي بعمل آمده است، و افراد مختلف تعاريف متعددي از آن بدست دادهاند. . داريوش آشوري، در دانشنامه سياسي درتعريف ترور چنين ميگويد:
“ ترور، در لغت، در زبان فرانسه ،به معناي هراس و هراس افكني است. و در سياست به كارهاي خشونتآميز و غير قانوني حكومتها براي سركوبي مخالفان خود و ترساندن آنها ترور ميگويند و نيز كردار گروه هاي مبارزي كه براي رسيدن به هدفهاي سياسي خود، دست به كارهاي خشونت آميز و هراس انگيز ميزنند، ترور ناميده ميشود. همچنين ترور به معناي كشتار سياسي نيز به كار ميرود.
فرهنگ جامع سياسي نيز بيان ميكند كه “ترور، به معناي ترس و وحشت است و در اصطلاح عام بيشتر به قتلهاي سياسي گفته ميشود كه البته معناي واقعي اين واژه نيست. همچنين آلن بيرو در فرهنگ علوم اجتماعي، ترور را به معناي حالت ويا احساس ترس دسته جمعي ميداند كه خشونت و كشتار بي حساب موجد آن است.
فرهنگ علوم سياسي نيز اين تعريف را از ترور ارائه ميدهد: ترور به معناي وحشت و ترس زياد است. همچنين در معني حزب يا جنبشي كه باعث حالت ترور شود به كار رفته است. اصطلاحا به حالت وحشت فوقالعادهاي اطلاق ميشود كه ناشي از دست زدن به خشونت و قتل و خونريزي از سوي يك گروه، حزب ويا دولت به منظور نيل به هدفهاي سياسي،كسب و يا حفظ قدرت است.
با بررسي تعاريف فوقالذكر در مييابيم كه ترور هم به يك حالت و نيز اقدام خاصي اشاره دارد. منظور از حالت، وضعيت ترس و هراس است كه از دست زدن به اقدامات خاص كه تروريستي ناميده ميشوند، ناشي ميگردد. پس ميبينيم كه ايجاد ترس، وحشت و هراس اجزاي لاينفك ترور است. پس در حالت كلي ميتوان ترور را به صورت زير تعريف كرد: رفتار، فرد، گروه، حزب ويا دولت كه از طريق خشونت و قتل و خونريزي و ايجاد ترس و وحشت ميخواهد به هدفهاي سياسي خود برسد.
تروريسم در عهد عتيق انجيل ديده مى شود. نمونه هاى پياپى قتل سياسى و حتى كشتار از روى برنامه، در تاريخ يونان و روم وجود داشته است. ژوليوس سزار تنها يك مثال است كه نويسندگان و هنرمندان را در دو هزاره بعدى به خود مشغول نمود. اين مسئله كه آيا ظالم كشى مانند كارى كه ويليام تل، قهرمان ملى حماسه هاى سوييس كرد مجاز است افكار چند نسل از علماى خداشناسى و فلاسفه را مشغول كرده بود.
در این که تروریسم در پاره ای از شرایط مجاز است ،هيچ اجماع كاملى وجود نداشته بلكه اعتقاد اكثريت بوده است. هنگامى كه يك سركوبگر بى رحم – يك ظالم – كه دشمن همه بشريت است، بر خلاف قانون خدا و عدالت انساني، هيچ راهى براى خروج قربانيانش از ظلم تحمل ناپذير باقى نمى گذاشت، ارتكاب يك اقدام تروريستى آخرين چاره مظلومانى بود كه همه روش هاى ديگر را آزمايش كرده اما به نتيجه نرسيده بودند.
اما فليسوفان و علماى خداشناسى حتى در آن زمان هم مى دانستند كه ممكن است خطر جدى در سوء استفاده از نظريه ظالم كشى مجاز وجود داشته باشد از اين جهت كه ادعا شود كه از اين روش به عنوان آخرين راه حل استفاده شده است در حالى كه در واقع، دليل موجهى براى ارتكاب چنين قتلى وجود نداشته مانند قتل پادشاه مورد علاقه مردم هانرى چهارم در فرانسه.
در عين حال، گروه هاى كوچك دست اندركار تروريسم برنامه ريزى شده در مدت زمان هاى طولانى به وجود آمدند مانند فرقه سرى "قاتلان" كه از دل فرقه اسماعيلیه بيرون آمده و از قرن هشتم تا قرن چهاردهم در آن جا كه اكنون عراق و ايران است، حاكمان، فرماندهان، خليفه ها و يك پادشاه بيت المقدس كه فرمانده جنگ هاى صليبى بود را كشتند. سلاح آنها هميشه خنجر بود و از آنجا كه قربانى آنها معمولا" به خوبى از خود حفاظت مى كرد، احتمال فرار تقريبا" صفر بود. يك جنگجو "فدايي" ناميده مى شد كه نامى است كه تا همين امروز نيز از آن استفاده مى شود.
تروريسم تا پايان قرون وسطى و از آن زمان تا عصر نوين همچنان فعال ماند گرچه در مقياس كمى كوچك تر. اين دوره جنگ هاى بزرگ مانند "جنگ سى ساله" (1648-1618) و "جنگ هاى ناپلئونی" (1815-1799) بود. و در چنين دوره هايى كه تعداد بيشمارى از مردم در ميدان هاى كارزار كشته و مجروح مى شدند، هيچكس به وقوع خشونت تروريستى در اينجا و آنجا و در مقياس كوچك توجه چندانى نمى كرد
وقتى مطالعه دقیق از مفهوم تروريسم در دهه 1970 آغاز شد، برخى معتقد بودند كه تروريسم كمابيش انحصارا" توسط گروه هاى دست چپى افراطى مانند,استالینیستها, خمرهای سرخ, تيپ هاى سرخ ايتاليا يا ارتش سرخ آلمان يا گروه هاى مختلف امريكاى لاتين اعمال مى شود. البته تروريسم ملى گراى قومي، مثلا" در ايرلند شمالي،ومناطقی در خاورمیانه با حمایت کشورهائی چون فرانسه وانگلستان وامریکا نيز وجود دارد و نتيجه گرفته مى شد كه تروريسم در جايى ظاهر مى شود كه مردم در آنجا مورد ستم واقع میشوند.
در دهه 1980 تروريسم تا حد زيادى از سلول هاى كوچك "راستگراى افراطي" نشأت مى گرفت مانند بسیاری از کودتا ها که با حمایت های مستقیم یا غیر مستقیم امریکا و متحدانش انجام گرفته یا میگیرد.
جريان تروريسم در اواخر قرن نوزدهم بالا گرفت. شورشيان ايرلندي، انقلابيون سوسياليست روسيه، و انواع گوناگون از هرج و مرج طلبان سراسر اروپا و شمال امريكا از جمله فعال ترين گروه ها بودند. اما گروه هاى سرى نيز فعالانه در خارج از اروپا – به عنوان مثال در مصر و همچنين در هند و چين – فعالانه مشغول به اقدامات تروريستى با هدف آزادسازى ملى بودند. برخى از اين حملات پيامدهاى اسفناكى داشتند.
امروزه تروريسم و القاعده و گروه هاى مشابهى كه داراى انگيزه متعصبانه مذهبى و ایدئولوژیک هستند واقعا" با يكديگر مترادف شده اند شايد به اين دليل اجتناب ناپذير جديد ترين تروريسم توسط پيروان آنها انجام مى شود. اما بايد در مقابل وسوسه يكى دانستن تروريسم با اين گروه ها مقاومت كرد بنا به اين دليل ساده كه تروريسم بسيار پيش از اسلامگرايى ستيزه جو وجود داشته و چنان كه معلوم است تا مدتها پس از ميان رفتن پيشتازان جهادگراى كنونى وجود خواهد داشت.
تروريست
همانطور كه در تعريف ترور ذكر شد، ترور به معناي كشتار سياسي نيز به كار ميرود و كساني را كه به كشتار سياسي دست بزنند، تروريست ميخوانند.
فرهنگ علوم سياسي نيز اشخاصي را كه دست به ترور ميزنند تروريست ناميده، و در بياني ديگر تروريست را چنين تعريف ميكند: فردي كه براي پيشبرد هدفهاي سياسي خود كه معمولا واژگون كردن نظام سياسي موجود است، متوسل به تهديد و خشونت ميشود. اين واژه غالبا توسط طرفداران يك رژيم خاص براي اشاره به مخالفان رژيم كه به اعمال خشونت آميز دست زده باشند بكار ميرود. مخالفان رژيمها ترجيح ميدهند كه پارتيزان، انقلابي يا عضو نهضت مقاومت خوانده شوند. براي تمايز تروريست از مبارزه راه آزادي سه معيار مطرح شده است: 1-تفاوت در روش جنگي 2--انقلابيون يا مبارزان راه آزادي با نظام حاكميت ظالمانه ميجنگند 3-تروريستها با رژيمهاي خودكامه هم پيمانند.
تروريست، فردي را گويند كه به ترور مبادرت ورزد، البته فرد به معناي خاص نيست بلكه ميتوان از گروه تروريست و يا دول تروريست نيز نام برد. به عبارت ديگر، تروريست در معناي عام، هر فردي است كه از طريق خشونت و قتل و خونريزي و ايجاد ترس و وحشت ميخواهد به اهداف سياسي دست يابد.
تروريسم
از تروريسم تعاريف متعدد و مختلفي به عمده آمده است. تروريسم اصطلاحي است كه بر سر تعريف آن توافقي ميان حكومتها يا تحليلگران دانشگاهي وجود ندارد، اما تقريبا به شيوه هاي گوناگون به تعبيري منفي به كار ميرود تا غالبا اقدامات گروه هاي فرا دولتي خودساخته با انگيزه سياسي عليه جان افراد را توصيف كند.
تروريسم، به معناي مبارزه تروريستي روشنفكران انقلابي جدا از توده ها، عبارت است از يك جريان خرده بورژوايي كه درمرحله اي از جنبش انقلابي در اروپا ظاهر شد. تروريسم، به تئوري قهرمانانه فعال توده هاي غير فعالي كه در انتظار اين قهرمانان هستند، معتقد است.
تروريسم، اعمال ترور به صورتي منظم وسازمان يافته را ميرساند. تروريسم نه فقط با استفاده از وسايلي كه ميتوانند زندگي و امنيت افراد را مورد سوء قصد قرار دهند، صورت مييابد، بلكه از طريق تخريب خشونت آميز خدمات عمومي و يا تجهيزات زير بنايي متعلق به يك جمع نيز اعمال ميشود.
تروريسم كه از ريشه لاتيني “ Terror” به معناي ترس و وحشت گرفته شده است به رفتار و اعمال فرد يا گروهي اطلاق ميشود كه از راه ايجاد ترس و وحشت و به كار بستن زور ميخواهند به هدفهاي سياسي خود، برسند.
تروريسم، فعاليتهاي عاملان دولتي و غير دولتي است كه در كوششهايشان براي دستيابي به اهداف سياسي از روشها و وسايل خشونتآميز استفاده ميكنند.
ترورگري، روش حكومتهايي است كه با بازداشت و شكنجه واعدام وانواع آزارهاي غير قانوني، از راه پليس سياسي مخفي، مخالفان را سركوب ميكنند و ميهراسانند. و يا روش دسته هاي راست و چپي است كه براي برافكندن يا هراساندن دولت به آدمكشي و آدم دزدي و خرابكاري دست ميزنند. همچنين تروريسم به عنوان شيوه حكومت از طريق ايجاد رعب و وحشت نيز تعريف شده است.
همچنين فرهنگ علوم سياسي، تعاريف مختلف زير را از تروريسم ارائه ميدهد: -1نظام حكومت ترور و اعتقاد به لزوم آدمكشي و ايجاد وحشت در ميان مردم ويا نظام فكري كه هرنوع عملي را براي رسيدن به هدف سياسي مجاز ميشمارد.
2-كاربرد سيستماتيك ترور، به عنوان وسيله اجبار يا روا شمردن اقدامات داراي ماهيت وحشت آفريني در اذهان عامه و گروه هاي انساني.
در مجموع ميتوان گفت كه تروريسم، به معني استفاده منظم و سازمان يافته از ترور است. ترور با آنكه شيوه اي نامشروع و پذيرفته نشدهاي براي دستيابي به اهداف سياسي است، ولي به هر حال مورد استفاده قرار ميگيرد. اگر فرد، گروه و يا دولتي، براي رسيدن به اهداف سياسي خود، بطور سيستماتيك، منظم و سازمان يافته، از حربه ترور استفاده كند، به اين نوع رفتار و پديده تروريسم اطلاق ميگردد.
شيوه هاي تروريستي
شيوه هاي به كار برده شده از طرف تروريست ها عبارتند از: هواپيما ربايي، گروگانگيري، خرابكاري، بمب گذاري، بانك زني و آدم ربايي سياسي و آدمكشي.
بمب گذاري، شكل غالب تروريسم را تشكيل ميدهد. از اواخر قرن نوزدهم و با اختراع ديناميت، تروريست ها ساختمانها و اماكن عمومي شلوغ را مورد هدف قرار دادهاند. اگر چه اغلب بمب گذاري ها تلفات به بار نميآورند ، تروريستها قادرند كه خشونت هايي با تلفات بسيار زياد را ترتيب دهند كه بوسيله پيشرفتهاي تكنولوژيكي در ابزارهاي زمان بندي و مواد منفجره، تسهيل شده است. حملات مسلحانه ناگهاني به اهداف غير نظامي همچنين مسافران خطوط هوايي، يا توريستهاي بازديد كننده از مكانهاي تاريخي نيز از جمله شيوه هاي تروريستها ميباشد. با گذشت زمان قتل مقامات رسمي دولتي به تدريج كمتر شده است. شايد به اين دليل كه مقامات دولتي هم اكنون به شدت محافظت ميشوند. گروگانگيري راه مشخص براي چانه زني مستقيم با دولت ميباشد. تاكتيك هاي آن شامل ربودن هواپيماها و حتي قايقهاي تفريحي، آدم ربايي و اشغال مسلحانه اماكن عمومی ميشود.
تروريسم سنتى "قانون شرف" مخصوص خود را داشت: هدف آن، پادشاهان، فرماندهان نظامي، وزرا و ساير شخصيت هاى حكومتى رده بالا بودند اما اگر خطر كشته شدن زن يا بچه هاى هدف در يك حمله وجود داشت، تروريست ها از حمله كردن، حتى اگر به قيمت جان خودشان تمام مى شد، خوددارى مى كردند.
امروزه تروريسم كور و بدون تبعيض، تبديل به قانون متداول شده است: شمار بسيار اندكى از سياستمداران يا امراى طراز اول، اما بسيارى از انسان هاى كاملا" بى گناه، كشته شده اند. به همين دليل، واژه تروريسم مفاهيم بسيار منفى داشته و تروريست ها اكنون اصرار دارند كه به نام ديگرى خوانده شوند. زمانى كه بوريس ساوينكوف ، رهبر انقلابيون سوسياليست روسيه پيش از جنگ جهانى اول، زندگى نامه خود را منتشر كرد، هيچ ابايى از اين كه عنوان "خاطرات يك تروريست" را براى كتاب خود انتخاب كند نداشت. اما امروز چنين چيزى قابل تصور نيست. تروريست جديد مى خواهد كه به عنوان مبارز راه آزادي، چريك، ستيزه جو، شورشي، ياغي، انقلابي، و هرچيزى غير از تروريست كشنده بى گناهان به طور تصادفي، شناخته شود.
انواع ترور
ترور را ميتوان به انواع مختلفي تقسيم كرد، از جمله: ترور شخصيت، ترور دولتي، تروريسم بين المللي، ترور هسته اي، سايبر تروريسم و. . . كه در سطور بعدي به تعريف هر كدام از آنها پرداخته ميشود.
ترور شخصيت
ترور شخصيت، يا ترور رواني يعني ترساندن و تهديد افراد از طريق هدف قراردادن روحيه، حس شهامت و اعتبار. به بياني ديگر، كشتن روحيه، هتك حرمت وحيثيت شخص يا لطمه وارد كردن به شهرت و اعتبار و آبروي كسي از طريق ناجوانمردانه و به ويژه در رسانه هاي گروهي. اين نوع ترور بيش از آنكه به خشونت فيزيكي بپردازد، از خشونت نرم استفاده ميكند، و در ترور شخصيت هدف آسيب رساندن جسمي يا فيزيكي با ايجاد خونريزي يا قتل نيست، بلكه هدف اين است كه از طريق لطمه وارد آوردن به حيثيت فرد و تخريب شخصيت، از وي در راستاي اهداف سياسي استفاده شود، و يا اينكه اگر وي مانعي در راه رسيدن، به هدف است از طريق ترورشخصيت، اين مانع برداشته شود تا راه براي رسيدن به اهداف ترورگران هموارشود.
تروريسم دولتي
تروريسم ميتواند همچون يك روش مورد استفاده حكومتي قرار گيرد كه در آن اقتدار دولت با اعمال خشونت و از طريق قرار دادن ملت در حالت هراس جمعي و ترس دائم (رژيم وحشت) تحميل ميشود. اصطلاح تروريسم دولتي، غالبا براي توصيف عمل حكومتهاي گوناگون در سازماندهي مستقيم يا كمك غير مستقيم به مرتكبان اقدامات خشونت بار در ساير كشورها به كار ميرود. بعضي از عمليات تروريستي در پوشش ديپلماتيك يا از طريق استخدام تروريست به منظور از ميان بردن مخالفان سياسي برخي از رژيمها در كشورهاي ديگر صورت ميگيرد مانند اشغال فلسطین,افغانستان, عراق كه به آن تروريسم دولتي ميگويند. كارهاي خشونت آميز وغير قانوني حكومتها براي سركوبي مخالفان خود و ترساندن آنان نيز در رديف تروريسم قرار دارد كه از آن نیز به عنوان تروريسم دولتي ياد ميشود.
فرهنگ علوم سياسي در مورد تروريسم دولتي چنين ميگويد،سياست تهديد و مداخله خشن و قهرآميز يك دولت در امور دولتهاي ديگر و تخلف از قوانين بينالمللي و منشور ملل متحد. استراتژي تروريسم دولتي، شكل افراطي اعمال روشهاي خشونت، تهديد و باج سبيل در حوزه هاي نظامي، سياسي و ايدئولوژيك است. ويليام دي پرديو، در سال 1989 در اثر خود به نام تروريسم و دولت، ويژگيهاي تروريسم دولتي را با شرح زير بيان كرده است:
-اقدامات سياسي يك دولت نسبت به مردمش براي اعمال سلطه از طريق ايجاد وحشت كه ممكن است از راه كنترل مطبوعات ورسانه ها،شكنجه ها و آزار، محاكمات غيرقانوني وغير عادلانه،منع گردهماييها و اعدامهاي سريع تحقق يابد.
-حمله مسلحانه نيروي نظامي يك دولت به هدفهايي از دولت ديگر كه در آن جان مردم به خطر افتد.
-اشغال نظامي يك كشور، خواه به صورت كنترل مستقيم و خواه از طريق ايجاد پايگاه.
-عمليات سري و پنهاني يك دولت براي بي ثباتي يا ساقط كردن دولت ديگر.
-استفاده از مزدوران نظامي توسط يك دولت براي ساقط كردن حكومت كشور ديگر
-حمايت و پشتيباني از دولتهايي كه حق تعيين سرنوشت مردم را نفي ميكنند.
-فروش اسلحه در جهت ادامه جنگهاي منطقه اي.
-گسترش يا آزمايش تسليحات داراي قدرت تخريبي زياد كه در تمام شرايط احتمالي موجب كشتار جمعي و تخريب محيط زيست ميشود.
ترور دولتي نيز به اشكال مختلفي متجلي ميشود مانند: ترور مخالفان سياسي، ارعاب، باز داشت، شكنجه هاي فيزيكي و رواني. دولتهاي ترورگر، بطور سيستماتيك مخالفان خود را ميربايند،برخي از آن ها را شكنجه ميدهند و يا تهديد كرده و ياحتي به قتل ميرسانند. و بطور كلي يك جو رعب در جامعه ايجاد ميكنند تا از آن طريق بتوانند به هدفهاي سياسي خود برسند و سلطه خود را ادامه دهند. دولتهايي كه به روشهاي دموكراتيك اعتقادي ندارند، و ازهمه ابزارها براي حفظ قدرت استفاده ميكنند، به ترور دولتي مبادرت ميورزند، فلذا به نظر ميرسد كه ترور دولتي به عنوان يك ابزار مكمل اعمال قدرت از سوي قدرتهاي حاكم دركنار ديگر ابزارهاي قانوني بكار ميرود.
تروريسم بين المللي
تروريسم بين المللي به اعمال تروريستي كه به منظور تامين مقاصد سياسي در سطح بين المللي انجام ميشود اطلاق ميگردد. به عبارتي ديگر تروريسم بين المللي عبارت است از اعمال ترور و خشونت فردي يا جمعي كه يك عنصر بين المللي (قرباني و مرتكب، شهروندان دولتهاي مختلف باشند، يا اينگونه رفتار ها در بيش از يك كشور رخ دهد)يا يك هدف مورد حمايت بين المللي (مثل غير نظاميان خارجي هواپيماهاي غير نظامي و كاركنان سازمانهاي بين المللي) را در بر گيرد و مقصود از آن نيل به نتيجه اي قدرت طلبانه (يعني نتيجه اي كه هدف آن تغيير يا حفظ ساختارها يا سياستهاي فعال سياسي، اجتماعي، اقتصادي يك دولت يا سرزمين مشخص است) باشد.
پس در تروريسم بين المللي، محدوده عمل تروريستي گسترش مييابد و از سطح يك دولت ملي فراتر ميرود و وارد عرصه بين المللي ميشود. ممكن است اقدامات تروريستي، در بيش از يك كشور رخ دهد و يا اينكه تروريستي با تابعيت خاص عنصري با تابعيت ديگري را مورد هدف قرار دهد.